جمعه 5 دي ماه 1382 با شنيدن خبر زلزله هولناك بم، شهري كه پس از آن زلزله مهيب بر شهرت جهاني اش افزوده شد، انگار چيزي در دلم رها شد و شكست و اين فكر كه بايد كاري انجام بدهم، در وجودم شعله ور شد. بعد از آن با چند مؤسسه مختلف تماس گرفتم و براي كمك اعلام آمادگي كردم. سرانجام از طرف روزنامه مائينيچي شيمبون همراه با يك خبرنگار ژاپني براي تهيه گزارش از وضعيت كودكان بم عازم اين شهر شدم.

در تمام روزهايي كه خبرنگار ژاپني را در بم همراهي مي‌كردم، مترجم فارسي او بودم و از نزديك وضعيت مصيبت بار مردم بم و بخصوص كودكان شهر بم را مي ديدم . من و خبرنگار ژاپني آقاي ايشي كاوا تاكانوري طي اين سفر با بسياري از كودكان گفتگو كرديم و من از نزديك رنجهاي آنها را ديدم و سختي هايشان را بي واسطه لمس كردم.

 پس از آن، چند روز مانده به عيد نوروز هم خودم به تنهايي دوباره راهي شهر بم شدم و مشاهدات خود را از وضعيت كودكان جمع آوري كردم. آنها  بسان همه کودکان صريح و رو راست حرف زدند، نقاشي كشيدند، درد دل كردند، گريستند و برايم از آنچه در دل داشتند، نوشتند و حتا در اوج مصيبت، شاديهايشان را نشان دادند.

آنچه آنجا ديدم و شنيدم مرا مصمّم‌تر كرد كه حتماً بايد كاري براي آنها انجام دهم، كاري ماندگار. بودن با بچه‌ها و شنيدن حرفهايشان، هم مرا متاثر و ناراحت مي‌كرد و هم شگفت‌زده. گاه آه مي‌كشيدم و گاه اميدوار مي شدم. نوشتن و نقاشي كردن كار لذت بخشي براي آنها بود و من در اين زمينه تا آنجا كه توانستم، به آنها كمك كردم و خواستم حرفها و درد دلهايشان را بنويسند و بعد هم به آنها پاكت نامه دادم تا برايم نامه بنويسند و به اين ترتيب هنوز هم ارتباط بين ما حفظ شده است. هنگام تحويل سال هم آنجا بودم و در مراسم آنها شركت كردم . اگر چه اين تلخ ترين سال تحويل زندگيم بود، اما برايم تجربه هاي آموزنده‌اي داشت و اين نوشته‌ها و نقاشي‌ها آنقدر جالب بود كه تصميم گرفتم آنها را به صورت كتاب به چاپ برسانم .

كتاب حاضر نيز مجموعه‌اي است از نقاشي‌هاي كودكان بم در سخت‌ترين روزهاي زندگي ا‌يشان. آنها در اين نامه‌ها ، نوشته‌ها و نقاشي‌ها براي گيرنده‌اي ناشناس در هر كجاي جهان، از آرزوها ، غم ها، شاديها و اميدهايشان گفته‌اند، از زندگي، از مرگ، از عشق و اميد به فردا ...

گرچه برخي نوشته‌هاي آنها ممكن است از نظر ادبي و نگارش ضعفهايي داشته باشد، اما از آنجا كه از دل صاف و بي آلايش كودكان بم بر مي‌خيزد، ارزشي به بلنداي آسمان بم دارد. هدفم از چاپ اين كتاب كمك به بچه ها و بر‌آوردن نيازهاي آنهاست. اميدوارم اين كتاب بتواند گامي مثبت در راه ترسيم آينده‌اي روشن و پربار براي كودكاني باشد كه زندگي ،خانه و خانواده خود را از دست داده‌اند.