|
I dedicated this book to the UNICEF
and their conscientious staff who have devoted their high
determination to the betterment and health of the children
throughout the world.
On Friday, December 26,
2003, having heard the news of a disastrous earthquake in Bam,
a city which reached to global fame after this earthquake, my
heart sank and a thought sparked in my mind: I should do
something. Then I got in touch with several institutes and
expressed my preparedness to help. At last, I went to Bam with
a Japanese journalist in order to write a report about the
children's condition in Bam for the Mainichi Shinbun
newspaper.
During the days I was in
Bam with the Japanese journalist, I was his interpreter and
closely witnessed the disastrous condition of the people of
Bam and especially the children. During this trip
Mr. Ishikava Takonori,
the Japanese journalist, and I talked with many children and I
closely witnessed their sufferings and directly felt the
weight of their problems.
قيمت لبخند،
کوله بار خاطرات نويسنده جوانی است از روزهای غم انگيز زلزله دهشتناک
بم.
روايتی ساده و
بی آلايش از تلخ و شيرين بودن با کودکان - که خود ساده اند و بی آلايش -
انسانهای به ظاهر کوچک اما در واقع بزرگی که حتا با وجود غم بزرگ از دست دادن
عزيزانشان همچنان زندگی را يک سرگرمی می پندارند؛ سرگرمی کودکانه .
آنچه که مطالعه
اين کتاب و ديدن عکسها ، نقاشيها و دست نوشته هايی که نويسنده آنها را
گردآوری کرده است در ابتدا به ما گوشزد می کند يک چيز است و آن اينکه :«چقدر
ما از دنيای معصومانه کودکيمان فاصله گرفته ايم! »
خواندن اين
کتاب را به همه آنهايی که دلتنگ روزهای کودکيشانند و آنها که به عشق و همدلی
می انديشند توصيه می کنيم؛ ببينيد حتا
کودکان دور ازاين سرزمين نيز چگونه با بی اعتنائی به مرزهای ساختگی ما
بزرگترها به همنوعان خود صميمانه عشق می ورزند و هم دل و همراه ايشان شده
اند!
شما
را دعوت می کنيم به اين ضيافت کودکانه...
مؤلف قصد دارد درآمد حاصل از
فروش كتاب را صرف آموزش كودكان "بم" كند.

جمعه 5 دي ماه
1382 با شنيدن خبر زلزله هولناك بم، شهري كه پس از آن زلزله مهيب
بر شهرت جهاني اش افزوده شد، انگار چيزي در دلم رها شد و شكست و
اين فكر كه بايد كاري انجام بدهم، در وجودم شعله ور شد. بعد از
آن با چند مؤسسه مختلف تماس گرفتم و براي كمك اعلام آمادگي كردم.
سرانجام از طرف روزنامه مائينيچي شيمبون همراه با يك خبرنگار
ژاپني براي تهيه گزارش از وضعيت كودكان بم عازم اين شهر شدم.
در تمام
روزهايي كه خبرنگار ژاپني را در بم همراهي ميكردم، مترجم فارسي
او بودم و از نزديك وضعيت مصيبت بار مردم بم و بخصوص كودكان شهر
بم را مي ديدم . من و خبرنگار ژاپني آقاي ايشي كاوا تاكانوري طي
اين سفر با بسياري از كودكان گفتگو كرديم
و من از نزديك رنجهاي آنها را ديدم و سختي هايشان را بي واسطه
لمس كردم. پس از آن، چند روز مانده به عيد نوروز هم خودم به
تنهايي دوباره راهي شهر بم شدم و مشاهدات خود را از وضعيت كودكان
جمع آوري كردم. آنها
بسان
همه کودکان
صريح و رو راست حرف زدند، نقاشي كشيدند، درد دل كردند، گريستند و
برايم از آنچه در دل داشتند، نوشتند و حتا
در اوج مصيبت، شاديهايشان را نشان دادند.
آنچه آنجا ديدم و شنيدم مرا مصمّمتر كرد كه حتماً بايد كاري
براي آنها انجام دهم، كاري ماندگار. بودن با بچهها و شنيدن
حرفهايشان، هم مرا متاثر و ناراحت ميكرد و هم شگفتزده. گاه آه
ميكشيدم و گاه اميدوار مي شدم. نوشتن و نقاشي كردن كار لذت بخشي
براي آنها بود و من در اين زمينه تا آنجا كه توانستم، به آنها
كمك كردم و خواستم حرفها و درد دلهايشان را بنويسند و بعد هم به
آنها پاكت نامه دادم تا برايم نامه بنويسند و به اين ترتيب هنوز
هم ارتباط بين ما حفظ شده است. هنگام تحويل سال هم آنجا بودم و
در مراسم آنها شركت كردم . اگر چه اين تلخ ترين سال تحويل زندگيم
بود، اما برايم تجربه هاي آموزندهاي داشت و اين نوشتهها و
نقاشيها آنقدر جالب بود كه تصميم گرفتم آنها را به صورت كتاب
به چاپ برسانم .
كتاب حاضر نيز مجموعهاي است از نقاشيهاي كودكان بم در
سختترين روزهاي زندگي
ايشان.
آنها در اين نامهها ، نوشتهها و نقاشيها براي گيرندهاي
ناشناس در هر كجاي جهان، از آرزوها ، غم ها، شاديها و اميدهايشان
گفتهاند، از زندگي، از مرگ، از عشق و اميد به فردا ...
گرچه برخي نوشتههاي آنها ممكن است از نظر
ادبي و نگارش ضعفهايي داشته باشد، اما از آنجا كه از دل صاف و بي
آلايش كودكان بم بر ميخيزد، ارزشي به بلنداي آسمان بم دارد.
هدفم از چاپ اين كتاب كمك به بچه ها و برآوردن نيازهاي آنهاست.
اميدوارم اين كتاب بتواند گامي مثبت در راه ترسيم آيندهاي روشن
و پربار براي كودكاني باشد كه زندگي ،خانه و خانواده
خود را از دست دادهاند.
|